سرمایه گذاری برای تولید

حضور شهردار میبد در جمع کودکان بدسرپرست و تقسیم شادی پیروزی با این کودکان

به 21 بهمن نزدیک شدیم روز تبریک پیروزی و دیدار با چهره های معصوم و دنیایی از آرزو، کودکانی که در کنارمان بی توجه به آنها زندگی می کنیم.

slide 0
slide 1
slide 2
slide 3
slide 4
slide 5
slide 6
slide 7
slide 8
slide 9
slide 10
slide 11
slide 12
slide 13
slide 14
slide 15
slide 16

به گزارش روابط عمومی شهرداری میبد، به 21 بهمن نزدیک شدیم روز تبریک پیروزی و دیدار با چهره های معصوم و دنیایی از آرزو، کودکانی که در کنارمان بی توجه به آنها زندگی می کنیم.

آری وعده گاه ما حضور در مراکز نگهداری کودکان بدسرپرست و بی سرپرست و تقسیم شادی پیروزی انقلاب با این کودکان معصوم بود.

اولین مرکزی که با مهندس نقیبی زاده شهردار میبد، آقای مشایخ رئیس بهزیستی و برخی از پرسنل شهرداری و بهزیستی در آن حضور یافتیم مرکز نگهداری کودکان 3 تا 6 ساله بود 2 دختربچه و 3 پسربچه میزبانمان شدند.

با لبهای خندان و چشمانی سرشار از خجالت به استقبالمان آمدند نقیبی زاده رویشان را بوسید و حالشان را پرسید.

5 میزبان کوچک در کنار هم در گوشه اتاق نشستند، پس از پذیرایی مهندس نقیبی زاده از آنها خواستند تا شعری بخوانند هر کدام از شرم و خجالت تفره رفتند تا اینکه بهزاد گفت من صلوات حضرت زهرا را بخوانم؟ همه استقبال کردند و بعد از خواندن، مورد تشویق حاضرین قرار گرفت و مهندس نقیبی زاده روی ماهشان را بوسید و به رسم یادگاری هدایایی به آنها داد.

شیرین دختربچه 5 ساله و بسیار زیبا توجه ام را به خود جلب کرد، از یکی از مسئولین بهزیستی پرسیدم خانواده ای دارد؟

در عین ناباوری گفت بله هم پدر و هم مادر ولی متاسفانه هر دو اعتیاد دارند، خواهر شیرین به دلیل تفاوت سنی در مرکز نگهداری کودکان 6 تا 12 سال است و جدا کردن این دو خواهر ضربه روحی زیادی به شیرین زده است روز اول بسیار شیرین زبان بود اما حالا کمتر صحبت می کند.

نگاهشان پراز تمنای محبت بود ولی به کدامین آغوش مادری می بایست نوازش شوند، برایم تلنگری بود تا شاید ما باید برایشان مادری و پدری کنیم.

بعد از خداحافظی با این میزبانان کوچک به دیدن نوجوانان 12تا 18 سال رفتیم که گذراندن دوران نوجوانی و دنیایی پر از غرور در این مکان ها برایشان سخت بود از دلتنگی ها گله داشتند، از قول خرید گوشی لمسی می گفتند، با اینکه تمام امکانات رفاهی را داشتند اما خسته از گذران این روزها بودند.

مهندس نقیبی زاده بعد از تبریک ایام الله دهه فجر و پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، آنها را به جشن بزرگ پیروزی که همان شب برگزار می شد دعوت کرد و به این بزرگواران نیز به رسم یادبود هدایایی اهدا کرد.

سومین مرکز، دختران 6 تا 12 سال که چشم به راه دیدن شهردار شهرشان بودند زیرا مهندس نقیبی زاده را برای دومین بار در این مرکز ملاقات می کردند به گرمی به استقبالمان آمدند سرکار خانم امامی مسئول مرکز سایبان دریا بعد از خیرمقدم و صحبت های اولیه از برنامه های مختلفی همچون جشن ها و برنامه های فرهنگی و ... تا جشن تولد سه تا از دختران که در عصر همان روز برگزار می شد صحبت کردند.

در انتهای این دیدار گرم و صمیمی این دخترکان زیبا و معصوم را به امید آینده روشن به خدا سپردیم و رهسپار آخرین مرکز که پسران 6تا 12 ساله بودند شدیم.

مرکزی بزرگ و تو در تو که 9 پسربچه با لباس های تمیز و زیبا به استقبالمان آمده بودند، ساعت از 2و نیم هم گذشته بود ولی دیدن این کودکان به روزمان رنگ و بوی دیگری داده بود شاید برای دلمان می خواستیم در کنارشان باشیم امید پسربچه ای بود که از میهمانان پذیرایی می کرد بعد از پذیرایی اسامی شان برای گرفتن هدایا خوانده شده و هر کدام با دست دادن با مهندس نقیبی زاده، هدیه خود را دریافت کردند و عکس یادگاری گرفتند.

بعداز گرفتن هدایا و بازکردن آنها و دیدن لیوان هایی که هر کدام عکس خودشان بر روی آنها حک شده بود لبخند بر لبانشان نشست. خنده و لبخند شان به تمام مهمانان انرژی و توان مضاعف برای دوباره در کنارشان بودن، می داد.

نکته ای که برایم جالب بود این بود که در تمام این مراکز میزبانان معرفی خود را با «به نام خدا» شروع می کردند آنها با داشتن سن های مختلف و گاهاً کوچک ولی خدا را در زندگی خود فراموش نکرده بودند اولین و آخرین پناهشان خداوند بزرگ بود.

امید در قلبشان، نیاز به محبت در چشمانشان و لبخند بر لبان خشکیده شان موج می زد، به امید موفقیت و رسیدن به آینده روشن آنها را به خدا سپردیم ولی دلمان را در میان کودکان این مراکز، شیرین 5 ساله، دختران و پسران ابتدایی و نوجوانان شهرمان جا گذاشتیم، کودکانی پر از احساس و با دنیایی از تمنای محبت، ای کاش مادران و پدرانشان تنها یک روز سختی و تنهایی آنها را احساس می کردند و این غنچه های زندگی را از آغوش گرم خانواده محروم نمی کردند.

در انتها برای ریاست و پرسنل خدوم شهرداری و بهزیستی هم آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون دارم و از همراهی رئیس و برخی از پرسنل آن اداره سپاسگزارم.

لازم به ذکر است بدلیل مسائل خاص از تصویر واضح کودکان معذور هستیم.

0 نظر

هیچ رکوردی یافت نشد
Top
فونت سایت
اندازه متن
فاصله بین کلمات
فاصله بین خطوط
رنگ بندی
تضاد رنگی
اشباع
بزرگنمایی
1x 2x